بابانوئل

تب بابانوئل

بابانوئل این پیرمرد خندان قرمز پوش، هرسال کریسمس می آید. سوار بر سورتمه که گوزن ها آن را می کشند. به هردلیلی اواخر آذرماه و اوایل دی ماه همزمان با میلاد مسیح (ع) و سال نوی میلادی در دکور مغازه ها و گوشه ی خانه ها او را می بینیم. ولی بیشتر ایرانیان از او چه می دانیم؟ آیا او همان عمو نوروز خودمان است؟

بابانوئل

بابانوئل بر اساس داستان نیکلاس قدیس که در بیزانس زندگی می کرده، ساخته شده است. این شخصیت درگذشته به فقرا هدیه می داده و نام او ریشه ی کلمه ی سانتاکلاز آمریکایی یا سنتر کلاوس هلندی است. ابتدا در کشورهایی مثل آلمان، بلژیک و هلند جشن هایی با محوریت شخصیت الهام گرفته از او (سنت نیکلاس) برگزار می شد. با افزایش محبوبیت این شخصیت، او یکی از نمادهای اصلی کریسمس برای مسیحیان شد.

اما چهره بابانوئل یعنی ریش بلند و سفید کفش ها و نوع لباس آن از یک پیرمرد در جنگل های روسیه الهام گرفته شده که او هم به فقرا کمک می کرد.

سنت نیکلاس که بوده؟

اسقفی در امپراطوری بیزانس و در شهر لیسیا که در قرن چهارم در خانواده ای متدین اما پولدار به دنیا آمد. نیکلاس کوچک در کودکی پدر و مادرش را از دست داد ولی در محیطی مذهبی بزرگ شد. او در بزرگسالی به بخشندگی معروف شد چون تمام ثروت خود را به خانواده های فقیر کمک کرد. او در سواحل مدیترانه مدفون است و چون به صورت طبیعی مومیایی شده دانشمندان توانستند پی به تصویر چهره ی او ببرند. نیکلاس قدیس یا همان بابانوئل اصلی نه چشم آبی است و نه سفید پوست. او  پوستی تیره داشته است.

داستان زندگی بابانوئل

بابا نوئل که در ایتالیا باباناتال نام دارد، همراه خانم نوئل در مناطق سرد قطبی زندگی می کند و در تمام سال همراه همسرش و جن و پریزاد ها برای کودکان اسباب بازی می سازند. او شب کریسمس وقتی همه می خوابند بی سروصدا از دودکش بخاری یا شومینه می آید و از همان جا می رود. بابانوئل با خدا در ارتباط است و می داند که کدام بچه رفتار خوبی داشته یا چه بچه ای رفتار بدی داشته؟

یکی از داستان های رایج درباره ی بابانوئل که در زبان پرتغالی به آن پای ناتار می گویند، داستان یک پیرمرد است. که در شبی سرد و برفی از کنار کلبه ی فقیرانه ی یک خانواده رد می شد. آن شب، شب میلاد مسیح (ع) بود. در آن خانه بخاطر فقر هیچ خبری از جشن و شادی نبود. پیرمرد برای خوشحال کردن کودکان آن خانه، درخت کاج شکسته ای را با شکلات تزئین کرد و رفت. آن خانواده پس از دیدن کاج، معتقد بودند مسیح برای آنها هدیه فرستاده. پیرمرد از آن پس به کودکان فقیر هدیه می داد و بابانوئل نام گرفت.

درخت کریسمس

درختی از نوع درختان همیشه سبز و گیاهان مخروطی و سوزنی، که از بین اینها اگر کاج انتخاب شود بهتر است. علت استفاده از ای درختان، همیشه سبز بودن، بوی خوش و زیبایی بعد از خشک شدن آنهاست. نخستین بار در آلمان در قرن شانزدهم برای تزئین محیط خانه استفاده شد. بعدها وقتی همسر ویکتوریا هم یکی از آن را به قصر آورد، استفاده از کاج در انگلستان هم مشهور و رایج شد. ستاره ی بالای آن نماد فرشته ی بیت لحم است.

کریسمس

روز میلاد مسیح(ع) را برخی روز ۲۵دسامبر برخی شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار می کنند. کریسمس جشنی دوازده روزه است که از میلاد مسیح(ع) تا روز ۶ژانویه (روزی که با نام خاج شویان معروف است) ادامه دارد. در دین مسیحیت روز ششم ژانویه روزی است که خدا در قالب مسیح به روی زمین می آید. برخی مردم روز عید پاک که همان روز مصلوب شدن حضرت مسیح (ع) است را بزرگترین عید می دانند و برخی دیگر کریسمس را. بطور کلی بابانوئل، درخت کاج و تزئینات، حضور در کلیسا، مهمانی و دورهمی از وجوهات مشترک در همه کشورهاست.

برخی معتقدند کریسمس برگرفته از آیین مهرپرستی و براساس آیین شب یلدای ایرانیان ساخته شده است. از این تاریخ که همزمان با انقلاب زمستانی است شب رو به کوتاهی می رود. پس زمان مناسبی برای جشن گرفتن و قراردادن میلاد مسیح است چون تا قرن ۳میلادی تاریخ دقیقی برای تولد عیسی مسیح (ع) ذکر نشده است. پس از آن روزهای پایانی دسامبر را به عنوان میلاد مسیح می دانند و در این مورد بین مذاهب مختلف اختلاف وجود دارد. قرمز بودن لباس بابانوئل هم از آیین مهرپرستی آمده است.

ریشه کادوهای زیر درخت از داستان کمک نیکلاس به خانواده فقیری که پول تهیه ی جهیزیه برای سه دختر خود نداشت گرفته شده. آن خانواده تصمیم داشتند دختران خود را بفروشند، سنت نیکلاس از دودکش خانه یک کیسه طلا برای آنها فرستاد.

بابانوئل نماد اقتصادی

امروزه بابانوئل یا دد امراز در زبان چک، یک نماد برای کسب درآمد تبدیل شده است. شرکت های مختلف با همراه کردن بابانوئل با محصولات مختلف از شکلات و لباس گرفته تا هر محصول دیگری بخوبی توجه مشتریان را جلب و محصولات خود را به فروش می رسانند.

وقتی به نماد بابانوئل دقت کنیم بابانوئل یک کارخانه در قطب شمال دارد که محصولاتش (همان اسباب بازی ها) را به سراسر دنیا منتقل می کند(نماد صادرات) و دفتر مرکزی خود را حفظ کرده (قطب شمال) و در کشورهای مختلف نمایندگی دارد و برند خود را حفظ کرده است. پرسنل و نیروهای کار بابانوئل (پریزادها و اجنه) بسیار فعال هستند. هیچوقت اعتراض و اعتصاب ندارند و بخوبی برای اهداف کارخانه تلاش می کنند. بابانوئل یا دادی نانولگ در ایرلند، به والدین و بستگان سر می زند و نیازها را می پرسد نماد نیازسنجی در بازار است. او در بازار حضور دارد و متناسب با فرهنگ هر منطقه کالاها را عرضه می کند و خلاق است و محصولاتش بنابر نیاز و مکان تغییراتی می کند.

تاثیر روان شناسی بابانوئل

بین دروغ و افسانه ها، فرق و تمایز وجود دارد. دروغ گفتن به بچه ها کار بدی است ولی افسانه ها و اسطوره های سنتی برای آموزش ارزش ها بسیار مفید هستند. تخیل جزء جدایی ناپذیر افسانه هاست، که باعث ایجاد خلاقیتی و پیشرفت در بچه ها می شود. کمک به فقرا، جمع شدن خانواده دور، شادی و رفتارهای خوب آموزش های مثبت بابانوئل به کودکان است.

اما بالاخره روزی کودک بزرگ می شود و سؤالاتی می پرسد. بابانوئل این همه مواد اولیه از کجا می آورد؟ کارگرهای او از کجا دستمزد می گیرند؟ خسته نمی شوند؟ و… این رویا تمام می شود.

اما آموزش خوابیدن و بیدار شدن و تحقق رویاها، بدون تلاش و ناگهانی، ره آورد برآورده شدن آرزوها توسط بابانوئل یا پیریرنوئل در فرانسه است. کودکان با این داستان از کودکی می آموزند که برای تغییر شرایط چشم ها را ببندیم و دعا کنیم و شانس بیاوریم و یک نیرویی به کمک ما بیاید. در حالی که بهترین تفکر، تعقل و واقع بینی و تلاش برای بهبود شرایط و رسیدن به آرزوهاست.

در داستان بابانوئل کارگران کوچکی وجود دارند که زیاد کار می کنند و کم دستمزد می گیرند و هیچ اعتراضی ندارند. در روایت این داستان بهره کشی از ضعیف ها، برده داری نوین برای کودکان قابل پذیرش و عادی جلوه می کند. در داستان و سنّت بابانوئل بچه ها بد هدیه نمی گیرند. بسیاری از بچه ها در فقر و سختی به دنیا می آیند. واقعیت هدیه نگرفتن آنها، فقری است که بخاطر خانواده ای که در آن متولد شدند تحمل می کنند نه بدی رفتار!

ورود کالا (هدیه های بابانوئل) به خانه شما خیلی سریع (یک شبه) بدون اینکه جایی تغییر یا آسیبی بوجود بیاید، با اطلاع و دانش کافی توزیع کننده (دانستن بابانوئل در مورد آرزوها) و دقیقا با رضایت شما (مطابق با آرزوی کودکان) آن هم فقط توسط بابانوئل به تنهایی، در واقع، فرآیندی دور از واقعیت، از توزیع کالا در بازار به تصویر می کشد.

مقایسه ی عمو نوروز و بابانوئل

عمونوروز مردی که هرسال ننه سرما منتظر اوست ولی چون عمونوروز با آمدن فصل بهار می آید و ننه سرما با رفتن زمستان می خوابد هیچ وقت موفق به دیدار او نمی شود. عمو نوروز می آید، به ننه سرما سر می زند. چای و شیرینی می خورد و می رود. عمونوروز با بهار ازدواج می کند و دیو سرما را از بین می برد. سپس طبیعت جان تازه می گیرد. همه جا سبز می شود و موسم کارو تلاش و تکاپو می شود. ولی چرا بجای آیین های شب چله (یلدا) و نوروز باستانی، و بزرگی نمادهای خودمان، بابانوئل چهره ی جذاب تری می شود. پرداختن رسانه های فرهنگ غرب به بابانوئل برای بهره برداری های اقتصادی، این چهره را در همه ی جهان محبوب و دوست داشتنی کرده است. در مقابل عمونوروز نه در فیلم های نوروزی و نمادهای هفت و سین و عید نوروز ماست و نه در حرف ها و داستان ها و سایر رسانه ها… حتی در میان ما عمونوروز با حاجی فیروز اشتباه گرفته می شود. عمونوروز آن مرد، با صورت سیاه و لباس های قرمز که روزهای پایانی اسفند در خیابان ها، برای کسب پولی ناچیز، سرگردان به خواندن و ساز و آواز مشغول است، نیست. مرد سرگردان خیابان ها، حاجی فیروز است. حاجی فیروز نمادی است که در داستان ها برای برگرداندن الهه ی زمین و در نتیجه بازگشت سبزی وزندگی به طبیعت استفاده می شده، او چون از دنیای مردگان بازگشته صورتش به رنگ سیاه است. حاجی فیروز بشارت آمدن بهار را می دهد و نماد شادی است. در قدیم غلامان، خود را به شکل حاجی فیروز در می آوردند تا آمدن بهار را نوید دهند و سایرین را شاد کنند.

به هرحال جای خالی عمونوروز که قدمتی بسیارکهن تر از بابانوئل دارد، درآثار هنری و فرهنگی ما، در کالاها و در ایام اسفندماه و عید خالی است. عمونوروز باید کنار کودکانمان برگردد. کودکان با داشتن نمادهای ملی، هویتی قوی پیدا می کنند. بابانوئل را با احترام به زادگاه خودش بسپاریم و عمونوروز را فراموش نکنیم و دل تنگ بهارخانم را با آوردن بابانوئل بجای عمونوروز غمگین نکنیم.

اشتراک:

گذاشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X