شناخت احساسات مختلف کودکان و برخورد درست با آنها

شناخت احساسات مختلف کودکان و برخورد درست با آنها:

شناخت احساسات مختلف کودکان و برخورد درست با آنها -پیام هایی که از مغز انسان ارسال می شود را احساسات می گویند. هر انسانی وقتی به دنیا می آید درون خود احساسات و عواطف مختلف دارد که در شرایط مختلف بروز می کند. احساس و رفتار رابطه ی بسیار نزدیکی با هم دارند. هم والدین هم خود کودک باید راجع به این احساسات آگاهی کسب کنند تا بتوانند رفتارهای درستی داشته باشد.

شناخت کودک از احساسات خودش

کودکی که بتواند خوب حرف بزند و حرف او خوب شنیده شود نسبت به خودش و احساساتش شناخت و آگاهی کسب می کند. نتیجه ی این آگاهی در سنین بالاتر بروز می کند و کودک فردی می شود که می تواند در موقعیت های مختلف تصمیم بگیرد و رفتار درست نشان بدهد. همین طور قادر است بخوبی نه بگوید و در برابر آسیب های اجتماعی از خود دفاع کند. کودکی که احساسات خود را بخوبی شناخته باشد، بخوبی متوجه احساسات دیگران حتی بچه های کوچکتر باشد. این کودک مهارت برآورده کردن نیازهای درونی و عاطفی خود را دارد. نداشتن این مهارت باعث می شود فرد کنترل عواطف و افکار نداشته باشد که ریشه ی اعتیاد و خشونت های اجتماعی فقدان همین مهارت است. کودکی که شناخت خوبی از احساسات خود دارد اعتماد به نفس بالاتری دارد و برای خود ارزش قائل است پس در آینده به سمت کارها و اقداماتی که به او آسیب می زند، نخواهد رفت.

آگاهی و شناخت از خود از شش ماهگی در کودک آغاز می شود. در این سن کودک شروع به شناخت اعضای بدن خود می کند. برای اینکه شناخت کودک از احساسات او سؤال کنید. سوالاتی مثل: چه چیزی تو را ناراحت کرده؟ چرا عصبانی هستی؟ از چی ترسیدی؟ تمام زندگی یک کودک بازی های اوست. هر کودک احساسات و عواطف خود را در بازی بروز می دهند پس بازی ها می توانند بهترین موقعیت برای آموزش کودکان باشند. برای این کار تصاویر مربوط به احساسات مختلف را به او نشان دهید و از او بخواهید واکنش درست در مقابل آن احساسات را نشان بدهد. مثلا اگر تصویر غمگین است و گریه می کند از او بخواهید تصویر را آرام کند.

اهمیت شناخت احساسات کودک توسط والدین

هرکودکی در شرایط مختلف، احساس مختلفی دارد. کودکان قادر نیستند مشکلات و احساسات خود را بخوبی بیان کنند. اگر کودکی هیجانی شود و نتواند احساس درونی خود را بروز دهد، احساس سرخوردگی و یأس می کند. والدینی که احساس کودک خود را به خوبی شناخته باشند و به او ابراز احساسات را آموزش داده باشند می توانند ارتباط مؤثرتری با کودک خود داشته باشند.

احساسات ناخوشایند را در کودکان انکار نکنید. فقط به آنها بیاموزید چگونه با آن مقابله کنند. بدین ترتیب کودک می آموزد در شرایط مختلف زندگی (شکست و سختی و…) چه واکنش ها و عملکردی درست تر است.

احساسات مختلف کودک و برخورد با آن

برای آموزش کنترل احساسات، ابتدا احساسات کودک را بشناسید. او را با حس شادی و شعف، ترس، خجالت، خستگی و عصبانیت، غم و ناراحتی و… آشنا کنید. در مورد اینکه در هنگام بروز این احساسات صورت و بدن هر کسی چه شکلی به خود می گیرد (زبان بدن) با او صحبت کنید. پس از آن همیشه از کودک خود بخواهید که در مورد احساسات خود با شما حرف بزند. مثلا در کجای بدنش احساس در دارد؟ چه چیزی او را عصبانی کرده است؟ شما در مکالمه با کودک از زبان بدن او صحبت کنید. مثلا تو داشتی از ترس فرار می کردی یا از درد گریه می کردی. پس از این که در مورد احساسات و واکنش های آن به کودک آموزش دادید، نوبت به آموزش کنترل احساسات مختلف می رسد. کنترل احساسات برای کودکان به تنهایی کار دشوار و غیرممکنی است ولی اگر شما او را حمایت کنید بخوبی می توانید به او یاد بدهید در مقابل هر احساسی چه رفتاری درست است. مثلا شوت کردن یک توپ در هنگام عصبانیت، یا آواز خواندن هنگام ترس می تواند در کنترل این احساس به او کمک کند. خواندن داستان و کتاب در این موضوعات بسیار مؤثر است. چون کودکان خود را به جای شخصیت اصلی داستان قرار می دهند و خود را در موقعیت های داستان می بینند و می توانند رفتار درست در آن موقعیت را بیاموزند. تکامل احساس یک کودک وابسته به روابط او با والدینش است. بهترین آموزش به کودکان رفتار خود والدین است. والدین عصبانی، ترسو، خجالتی نمی توانند الگوی خوبی در رفتار کردن برای کودک باشند.  کودکان با دیدن احساسات اعضای خانواده واکنش ها در مقابل آن احساس را می آموزند. در موقعیت های مختلف به کودک نشان بدهید که او را درک می کنید و در برخورد با گریه های شدید قاطع، اما مهربان باشید.

واکنش های درست در برابر احساسات کودکان

داشتن کانون گرم خانوادگی توأم با آرامش و پذیرش و تایید کودکان یکی از حمایت های مهم خانواده از کودکان است. کودکان باید بتوانند آزادانه راجع به احساسات خود صحبت کنند و تقبیح و تنبیه و سرزنش نشوند. خانواده باید به کودک بیاموزد در هنگام طغیان احساسات آن را مهار کند و رفتار خود را کنترل کند چون در کودکان احساسات با رفتار و گفتار بروز می کنند.

والدین باید با نگاه واقع بینانه رفتار کودک را آنچه هست ببیننند و بشناسند. بیشتر والدین رفتار بچه ها را آن گونه که ایده آل هست می بینند و از او می خواهند ایده آل باشند.

بعضی از رفتار های کودکان والدین را دچار سردرگمی و نگرانی می کند. بیشتر سؤالات آنها این است که در برابر بروز چنین احساسات و رفتارهایی بهترین برخورد چیست. در زیر نمونه هایی از این رفتارها و واکنش های مناسب آنها را برای شما آورده ایم.

پرخاشگری

از پرخاشگری کودکان تعجب نکنید و دچار نگرانی نشوید. هر کودکی می تواند دچار بدخلقی و پرخاشگری شود. نوع برخورد شما با پرخاشگری کودکان می تواند در کنترل این رفتار و آموزش رفتار بهتر بسیار مؤثر باشد. هم در پسران و هم در دختران پرخاشگری وجود دارد و شدت آن می تواند از نق زدن و غرغر کردن تا جیغ کشیدن و پرتاب اجسام و کتک زدن دیگران متغیر باشد. پرخاشگری می تواند به دلایل مختلف بروز کند. گرسنگی، جلب توجه یا احساس ناامنی و…

پرخاشگری کودکان برای رسیدن به خواسته هایشان است و هر چقدر کودک مطمئن باشد که پرخاشگری او را به خواسته هایش می رساند بر رفتار خود اصرار می کند. برای مقابله با پرخاشگری بهتر است در گفتگو با کودک بیشتر از جواب های مثبت استفاده کنید و جملات نهی کننده را بکار نبرید. در مواجهه با این موقعیت، مبارزه قدرت راه نیندازید. نیازی که منجر به پرخاشگری شده است را شناسایی کنید و اگر آن خواسته منطقی است آن را برطرف کنید. مثلا اگر خواب آلود است به او کمک کنید تا بخوابد. در این مدت با کودک ارتباط چشمی خود را حفظ کنید به او مستقیم نگاه کنید. قاطع و روشن و آرام با او صحبت کنید تا کودک مطمئن باشد که شما بخوبی به او گوش می کنید و برای رفع مشکل او تلاش می کنید. به کودک فرصت بدهید تا درمورد خواسته ی خود صحبت کند. از او بخواهید که رفتار نادرست خود را تغییر بدهد و برای اینکه در رفتارش تغییر ایجاد کند به او فرصت کافی بدهید. به پرخاشگری کودک توجه نکنید. بطور کلی رفتارهای بد اگر باعث جلب توجه نشوند بطور خودکار خاموش می شوند و دیگر کودک آنها را تکرار نمی کند. بجای صحبت و توضیح زیاد به کودک گزینه های بهتری ارائه کنید و به او بگویید یکی را انتخاب کند. همان طور که قبلا هم گفتیم زندگی کودکان بازی های آنها است. با بازی حواس او را پرت کنید و در زمان هایی که کودک آرام است در بازی ها و داستان ها کنترل خشم را به او بیاموزید. عواملی که کودک را پرخاشگر می کند بشناسید و او را از آن موقعیت ها دور نگه دارید. هنگام پرخاشگری کودکان، از کوره در نروید، خودتان را کنترل کنید. زیرا اگر کودک ببیند می تواند با این کار شما را بهم بریزد، در مواقع بعدی هم از پرخاشگری به عنوان ابزار رسیدن به اهداف استفاده می کند. در طول روز و زمان های آرامش بخ کودک بیشتر توجه کنید. در رفتار خود الگویی خوبی از آرامش و کنترل خشم باشید. رفتار آرام و بامتانت شما به کودک می آموزد در مواجهه با شرایط مختلف آرام باشد. اگر کودک در فضاهای عمومی یا جلوی چشم دیگران پرخاشگری کرد، آرامش خود را حفظ کنید. او را به اتاق یا فضاهایی ببرید که با او تنها باشید و  توجه دیگران جلب نشود تا بتوانید با او آرام صحبت کنید و کودک خود را به خاطر پرخاشگری کردن او سرزنش نکنید.

حسادت

یکی دیگر از احساسات کودکان که می تواند منجر به رفتارهای ناپسند شود حس حسادت است. برخی رفتارهای غلط با کودکان می تواند حس حسادت را در آنها برانگیزد. اگر کودک زیاد از حد توجه شود و اصطلاحا کودک لوس بار بیاید در مواقعی که با دیگران مواجه می شود احساس رقابت و ناامنی و حسادت می کند و اگر این احساس کنترل نشود می تواند کودک را سرخورده و افسرده کند. اگر در کودک مهارت های کافی برای اداره خودش و انجام امور شخصی رشد پیدا نکند، پس از ورود به اجتماع و مشاهده ی افرادی که در کارهای خود موفق تر عمل می کنند، احساس حسادت خواهند کرد. پس بهتر است در مراقبت از بچه ها و انجام دادن کارهایشان اعتدال داشته باشیم. آنها باید به مرور بتوانند از عهده ی کارهای شخصی شان بخوبی بر بیایند ولی در این موضوع خشونت و استبداد به خرج ندهید، چون هردو حالت باعث ایجاد زمینه ی حسادت، افسردگی، خجالت و انزوا می شود. از قیاس کردن کودکان به شدت بپرهیزید، زیرا اعتماد به نفس او را از بین می برید و حس حسادت و سرخوردگی در او بوجود می آورید. کودکان را در یک فاکتور خاص و در یک نتیجه ی خاص نسنجید. هر کودکی در زمینه ای خاص استعداد دارد. این سبک سنجش غلط باعث بروز حسادت می شود. گاهی تولد کودک جدید و کمتر توجه کردن به بچه ی بزرگتر در او حس حسادت را بر می انگیزد. کودکان حسادت را با ابراز خشونت و آسیب زدن به دیگران نشان می دهند. برای کنترل حس حسادت اول الگوی خوبی باشید. حس حسادت را از خودتان دور کنید. وقتی حسادت در او می بینید به او بیاموزید از این حس برای رشد و پیشرفت استفاده کند و برای دستیابی به ان موقعیت بیشتر تلاش کند. کودکانی که اعتماد به نفس پایین تری دارند بیشتر احساس حسادت می کنند. به کودک خوب گوش دهید و به او توجه کنید. از طریق خواندن داستان و کتاب هم ارتباط خوبی با او برقرار کنید هم با خواندن داستان هایی در این باره بدبودن حسادت و کنترل آن را به کودک بیاموزید. نقاط قوت او را شناسایی کنید و آن ها را پرورش دهید. به کودک یاد بدهید که هرانسانی در یک زمینه استعداد دارد و همه نمی توانند شبیه به هم باشند وبرای رسیدن به اهداف باید تلاش و صبر کرد. با تقویت حس مشارکت و همکاری از حسادت او کم کنید.

خجالت

کودکانی که با آمدن مهمان به خانه، پنهان می شوند. نمی توانند در جمع حاضر شوند. هنگام مواجه شدن با افراد جدید و موقعیت های مختلف نمی توانند ارتباط برقرار کنند و حالتهایی مثل لزریدن دست ها و سرخ شدن صورت و عدم توانایی حرف زدن دارند، خجالتی هستند. اگر این مشکل در کودک خجالتی رفع نشود، در آینده او بسیار موثر خواهد بود. او اعتماد به نفس ندارد و نمی تواند انتخاب ها و اقدامات درستی برای زندگی داشته باشد. باز هم تاکید می کنیم خودتان بعنوان والدین، خجالتی نباشید. کودکان این رفتارها را از والدین بخوبی می آموزند. کودکانی که تک فرزند هستند به دلیل زندگی در محیط های کم جمعیت بیشتر این مشکل را دارند. کودک تک فرزند حتما باید برنامه هایی برای ورود به جمع داشته باشد. از تحقیر و سرزنش کودک هنگامی که خطایی کرده بپرهیزید. اشتباه او را بپذیرید و راه اصلاح آن را به او آموزش دهید. جلوی دیگران هرگز نگویید فرزند من خجالتی است و به دیگران اجازه ندهید به او برچسب خجالتی بودن بزنند. به کودک  خود یاد بدهید در محیط های مختلف دوست پیدا کند، بازی و جنب و جوش کند. در محیطی خصوصی راجع به حس خجالت کودک با او صحبت کنیدو نشان دهید حرف او را خوب می فهمید و درموردش قضاوت نمی کنید و او را دوست دارید و برایتان اهمیت دارد. حس اضطراب از ارتباط را درون او شناسایی و برطرف کنید. دادن استقلال به کودکان، اعتماد به نفس را در آنها افزایش می دهد و میتواند به خوبی بر خجالت خود غلبه کند. به هیچ وجه کودک را وادار به برقراری ارتباط با دیگران نکنید.

لج بازی

عوامل و شرایط مختلفی می تواند کودک را لجزباز کند. والدینی که برای اعمال بهترین تربیت بر روی کودک خود زیاد کودک را تحت فشار می گذارند و بایدها و نباید ها را بصورت افراطی به او دیکته می کنند زمینه بروز لجزبازی در فرزندان افزایش می دهند. آغاز لجبازی در کودکان بین دو تا سه سال است. کودک لجباز مثل رییس ها برخورد می کند و نسبت به سایرین بدخلق تر است. لجبازی ابزاری است که کودک برای رسیدن به خواسته خود به کار می برد. با کودک لجباز نجنگید. آرامش خود را حفظ کنید. بدور از عصبانیت و بهم ریختگی به خوبی به او گوش کنید، علت لجبازی را شناسایی کنید. چاره تغییر رفتار کودک، توضیح دادن زیاد نیست. برای اینکه رفتار درست را داشته باشد گزینه هایی برای انتخاب به او بدهید. وقتی کودک رفتار خوبی نشان می دهد از رفتار درست او استقبال کنید و او را تشویق کنید. در کارها با او همکاری کنید. در مقابل لجبازی و رفتارهای نامناسب او بی تفاوت باشید همانگونه که قبلاً هم گفتیم بی توجهی رفتارمنفی کودکان را خاموش می کند. همیشه از بحث مشاجره خانوادگی در حضور کودکان بپرهیزید. جلوی دیگران به کودک احترام بگذارید و سعی کنید او را درک کنید.

ترس

گاهی کودکان با ورود به محیط جدیدی مثل مدرسه، خانه جدید و یا جدا شدن از والدین از خود واکنش ترس نشان می دهد. کودکان برای شناخت بیشتر محیط خود نیاز به امنیت دارند. اگر کودک در محیط خود با تهدید مواجه شود می ترسد. تغییر طرز نگاه رنگ پردیدگی، جیغ زدن و فرار از موقعیت از علائم ترس در کودکان هستند و عوارض آن می تواند به صورت شب ادراری، لکنت و ناخن جویدن و… در کودک بروز کند. همچون سایر حس و رفتارهایی که عنوان کردیم رفتار والدین در ترس کودکان مؤثر است. والدینی ترسو، پرخاشگر و مستبد کودکی ترسو تربیت می کنند. عوامل محیطی مثل دیدن فیلم و صحنه های ترسناک، ایجاد ترس در کودکان می کند. تخیل کودکانه می تواند ترس را در کودک پرورش دهد. یکسری ترس ها در کودک طبیعی است و اگر ترسی در وجود کودک بیش از دو سال باقی ماند نیاز به بررسی و درمان دارد. در برخورد با ترس کودکان آرام، صبور و خونسرد باشید. به کودک خود فرصت بدهید تا شناخت واقعیت موضوعات به تواند بر ترس خود غلبه کند و آن ترس در اثر مرور زمان از وجود بچه خارج شود. کودک را به خاطر ترس سرزنش و تحقیر نکنید. نشان بدهید که او را درک می کنید و برای رفع مشکل با او همدلی دارید. به او برچسب نزنید و او را وادار به غلبه بر ترس نکنید. سعی کنید واقعیت اصلی موضوعاتی که به صورت تخیلی برای او ایجاد ترس کرده است را به او نشان و شرح دهید. با خواندن کتاب و داستان ها در مورد ترس به او غلبه بر ترس را به صورت غیر مستقیم بیاموزید و او را از موقعیت هایی که ایجاد ترس می کند دور نگه دارید. به کودک خود قوت قلب بدهید و به او اطمینان بدهید برای آرامش و امنیت او تلاش می کنید. برای مواجهه با موقعیت های ترسناک او را آماده کنید مثلاً بگوئید بعد از نوری که در آسمان دیدی صدای بلندی می آید این رعد و برق است که قبل از بارش باران اتفاق می افتد. به کودکانی که تخیل قوی دارند خوب گوش دهید و تخیل آنها را به سمت مثبت هدایت کنید تا باعث بروز ترس و خیال پردازی نشود.

نتیجه گیری

به طور کلی در بیشتر موارد که رفتار والدین در رفتار درست کودکان بسیار مؤثر است. پس بیائید با رفتارهایمان بهترین آموزش را به کودکان بدهیم. حفظ آرامش، توجه کافی و شنیدن حرف کودک و درک کردن دیدگاه و شرایط او، تقویت اعتماد به نفس، پرهیز از تنبیه بدنی رفتارهایی هستند که به کودک نشان می دهد احساسات او را می فهمیم و به او یاد می دهیم که برخورد درستی با احساسات خود داشته باشد. در مواجهه با رفتارها و احساسات کودک و برای برخورد و درمان صحیح تر همیشه از مشورت یک مشاور متخصص بهره بگیرید.

اشتراک:

گذاشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X